Zakhmi
Ghatari
؛{قسمت ۱: مهراد هیدن}؛
اولی رو میرسونم ایستگاه یک
تنهایی میرم تا ایستگاه دو
چی میخواد بشه به ایستگاهِ سه
دوتا دیگه میان ایستگاهِ چهار
میره بیرون اگه نیست پایه باهام
فراهمه اگه بیستا بخوام
نمیتونم بمونم یه جا
نمیشه برم هم یه جا که نیست جایِ پا
زندگیم آروم نی تنده یهو
مث راه آهن کش میاد پشت و جلو
اَ کابینِ ما به کابین اون
سرپایی یا که خوابیده بوم
آخر خط اولِ راه
پاها رو گاز طرفِ ماه
منظره خوب طرف ما
زحمتِ کم ثمره ناب
قطاری هممون نواری میریم ما
پُرِ پُر پشتِ هم سواریم آه
یکیمون میمونه سر واگن یکی
دیگمون همون هم فراری اه
یکی به گوش یکی به حرف
یکی درست و یکی به نفع
یه دونه خوب یه دونه بد
میمونه تو یا بیرون در
تکونِ زیاد و تکونِ نرم
نمیخوام برسم به خونه من
گیر می کنیم فیتیله پیچ
میپیچه پیچیده پیچیده تر
خوابی یا بیدار به خودت یه
نگاه کنی همه جوره که دورته
اگه دوست داری بمون بامون راه بیا
اگه به جیبت نیست حتما به رُخته اه
؛{همخوان: مهراد هیدن (زخمی)}؛
تصویرا میره به سرعت برق و باد
این تصویرا گذشتنو یادم داد
لوکوموتیو) یغر و دیو)
لوکوموتیو) یغر و دیو)
لوکوموتیو) یغر و دیو)
لوکوموتیو، لوکوموتیو
لوکوموتیو، لوکوموتیو
لوکوموتیو، لوکوموتیو
لوکومولوکومولوکوموتیو
لوکوموتیو، لوکوموتیو
لوکومولوکومولوکوموتیو

؛{قسمت ۲: زخمی}؛
سوارِ قطار زندگی شدم
بدونِ بلیط برگشت
دارم تو حرکت زندگی میکنم
میسازم تصویر ازش
هر ایستگاهش یه داستانه
هر داستانش یه خاطره
یه دفعه قطارِ وحشته
یه دفعه قطارِ فانفاره
گاهی تند میشه گاهی کند
گاهی بلا تکلیف گاهی رم
میره بالا میاد پایین
گاهی پیدا میشه گاهی گم
دوست دارم بعضی أ منظره هاشو
مدل آدم و منطق باهاشو
زیاده هیجان نمیخوابم
که بتونم ببینم اکثر راهشو
بافت های متفاوت
دیدگاه های جور واجور
رفتارهای مختلف
رصد میشن دورادور
میرن و منم میرم باهاشون
معنیِ زندگیم شده راهش
حال میکنم با همه جاش
با همه چیش، تونل
؛{همخوان: مهراد هیدن (زخمی)}؛
تصویرا میره به سرعت برق و باد
این تصویرا گذشتنو یادم داد
لوکوموتیو) یغر و دیو)
لوکوموتیو) یغر و دیو)
لوکوموتیو) یغر و دیو)
لوکوموتیو، لوکوموتیو
لوکوموتیو، لوکوموتیو
لوکوموتیو، لوکوموتیو
لوکومولوکومولوکوموتیو
لوکوموتیو، لوکوموتیو
لوکومولوکومولوکوموتیو

؛{پایانی: مهراد هیدن}؛
تصویرا میره به سرعت برق و باد
گذشتنو یادم داد
گذشتنو یادم داد
گذشتنو یادم داد