Mohsen Namjoo
Che Khabar
چه خبر؟
چه خبر؟
مرگِ عالَمی تنها
خاطرش خُفته، شاهدش سَفَری
جانِ جانان،کجا؟
ورای کجا
گوشه زد با ستاره ی سحری
چه خبر؟
مرگِ دل
گُلی ندمید
تا به لُطفِ هوا، به گریه ی ابر
از زمینْ رازِ آسمان نچشید
تازه شد داغِ لاله های طَری
چه خبر؟
مرگِ حقْحق و هوهو
لال شد مرغ و نغمه رفت از یاد
تا که گُنگانِ دهزبانِ دورو
نازْمستی کنند و جلوه گری
چه خبر؟
مرگِ قول و فصلِ خطاب
سپر افکند هر زبان آور
قَبَسی زنده کرد، نَک چه جواب
چون نَفَس بر میاوَرَد شجری
قَبَسی زنده کرد، نَک چه جواب
چون نَفَس بر میاوَرَد شجری
چه خبر؟
تا کمانِ غمزه کشید
از سَمَن تا چمن بشارت رفت؛
نَحْل پوسید و جز غبار ندید
کس بر اوراقِ بوستان اثری
نَحْل پوسید و جز غبار ندید
کس بر اوراقِ بوستان اثری
دودِ دل تا برآوَرَد شبنم
از نظر رفت و یادِ غنچه نماند
شُکْرُلله که از صفای اِرَم
سَمَری ماند و لیلةُالقَمَری
چه خبر؟
دنیا تیْه بود و بی سر و ته
"خانه آباد" گفت و دید و شنید
شاهدی می کُنند و بَهبَهبَه
مگسِ بیمَریّ و خِیْلِ خری