REZ
Zir O Roo
؛[قسمت اول]؛
چیکار میشه کرد؟ چیکار میشه کرد؟
نگاه میشه کرد، داد میشه زد، بعد بشه شر
دعوا میشه کرد، فرار میشه کرد
میشه آزاد بود، با یه لبخند، بشی رد
چیکار میشه کرد؟ همه حالا بد
نصف مخا تو اجاره س، نصف دادن رهن
اعصابا دم دره، خط خط رو خط
موندم توی چهاردیواری راحت
چیکار میشه کرد؟ دستت خالیه
روزی دست خالقه، مشکل مالیه
کار با آگاهی جوهر مَرده
غیر این صورت، حمالیه
چیکار میشه کرد؟ بکنیم حرکت
هی نکنیم چاه، هی نزنین سد
قطره بارون بچکه جمع شیم، بشیم نهر
عازم دریا تو دل طبیعت

؛[همخوان]؛
این ذات جاری، نمیشه محدود
این راه که ساختیم، نمیشه مسدود
این ذات جاری، نمیشه محدود
این راه که ساختیم، نمیشه مسدود
میکنیم از زیر، میشکافیم از رو
میکنیم از زیر، میشکافیم از رو
میکنیم از زیر، میشکافیم از رو
نمیریم، از رو نمیریم، پررو

؛[قسمت دوم]؛
قفله گیرشم، چیکار میشه کرد؟
لا آدمای نادون، هی بزنی حرف
ادعای فضل، عمق نقطه و طول پاره خط
جر و بحث، بیخیال مرد
باس دهنو بست
معلق تو ذهنم، ۳۶۰ درجه س
چیکار میشه کرد؟ تصویرا میشه رد
میشه خوف کنی بترسی، بشی سرد
میشه فکر کنی، بفهمی، نداری حد
تو بینهایت، میکوبه ضرب، رض میخونه رپ
خط صاف، نوک کلاه، میکروفون توی دست
هم زدم جا بیوفته، روغن بده پس
چی رو تفت میدی، جماعت تابه به دست
با لگد تو میز، تو این ظرف غذا نیست
دیس و دیس کشی تو خونم روا نیست
بکس آگاه، آماده برا مرحله بعد
میدونیمش تو درون، میخونیمش زیر لب

؛[همخوان]؛
این ذات جاری، نمیشه محدود
این راه که ساختیم، نمیشه مسدود
این ذات جاری، نمیشه محدود
این راه که ساختیم، نمیشه مسدود
میکنیم از زیر، میشکافیم از رو
میکنیم از زیر، میشکافیم از رو
میکنیم از زیر، میشکافیم از رو
نمیریم، از رو نمیریم، پررو

؛[قسمت پایانی]؛
قد قدمام میرم راه
بکس واقعی ان همراهم
هرچی بشه سرانجام
من اینجام، من اینجام، من اینجام
تنهایی میرم فقط راه
هرکی ام باشه همراه
کارو میدم من انجام
سرانجام، سرانجام، سرانجام
چیکار میشه کرد!؟
چیکار میشه کرد!؟