REZ
Pinokio
اسمم پینوکیوس میخوام آدم بشم
کاش میشد اینو یادم بدن
بابام پدر ژپتویِ نجار
کلی کار کرد ، حدودِ شصت سال
ولی هنو درگیره برا پولِ خونه
در حالی که پسرش هرروز تو خیابونه
برا بابام زندگی سخت
برا من فقط زنده موندن آسونه
با جینا دادیم مدرسه رو پیچ
یاد گرفتیم یاد میدن توش هیچ
شاید بپرسی تو کَلّم چیست
یکم دقت کُن خودت میبینی چوبیست
کلاه کج قرمز نیو اراست
تیشرت سفید به تن ، کفشا آدیداس
با گربه نره ریختیم طرحی خاص
بپیچونیم از روباهه چنّ تا الماس
تویِ شهر شهره بازی همه خرنُ من خودمم
بار نمیبرم ، وقتی تو صفِ کاهُ یونجه موندم من جنسِ تقلبی نمیخرم
پولُ کاشتم پول در اومده
هر دو بخشِ مغزم رو در اومده
از این وره شهر تا اون ور ردّه پام هس
خوراکمم سره صبح کلّه پاچس
...یک دست...
میکروفون روگوش هدفون
خدام توش میگه که بیتُ حسّ کُن
واسه هدایتم فرشته مهربونُ فرستاد
ولی رو زمین گرفتنش گشتِ ارشاد
این ینی کمک از غیب هیچی
کاغذ بشی سروکارت با قیچی
نصفش کن ، نصف من نصف تو
کجاییم وسطِ جنگل ؟ اِستُپ