Bahram
Garmsir
[آلبوم رقص خاکستر / متن آهنگ «گرمسیر» از الهام]

[قسمت ۱]
شورش کرد خون تو رگام
شورش کرد دنیارو گرفت
تیر تیز طعنه ها گردن زیر تیغ ریز اره ها
هرزگیاتو شیطنت دیدن
حاصل واصل شد به درک میرن
فریاد مشترک منزجر باش
ضامن انفجار و منفجر باش
صیقل سلاح واسه روز انتقام
داره پر رنگ میشه نور انتها
اینا اینبار جوری شعله ورن
باید منتظر روز اتفاق بود
شب هایی که جنایت رخ
میندازن رو تن جراحت رو
بذار لقمه هارو بجون همه
تا وقتی بشه که راحت خورد
بدن لخت خیابون
تو بغل شهر افتاده بود
جمعیت تو جسد غلت میزد
فاجعه رخ میداد به هرچی دست میزد
جوری میزنن انگار پشت خط هستن
رو به دشمن جنگ توپ به هم بستن
هم دستن از پشت خاکریز ها
کمین کردن از دور به هم وصلن
[هم‌خوان]
به چرک نشسته خنده
شده پایان تلخی که سربلنده
از داغی ساچمه شد تنم ذوب
منو به انفجار شهر مفتخر کن

[قسمت ۲]
نقطه های خون آلود عرق شرم
تو چهره پدر قطره بسته بود
زندگی کردن بیشتر از خودکشی کردن دل و جرات میخواد
بیشماره جرمای دستت
ریشه ی توام تو مرداب مغزت
طرف ما شب نیست دود گرفته
نسل گندیدت بو گرفته
بی رمق تر از تاثیر درگیرم
تار میبینه تصویر تسخیرم
هر روز بیشتر از قبل رسوب میکنه
دستمو بگیر بلندشو ادامه بده
داره زوزه گرگی که خوی وحشی
مثل معدن گازی که بوی نشتی
منتظره یه چی جرقه بزنه
چهار دست و پا پا به فرار حمله ورشیم
نباش غربت کسی که تو رو وطن دید
نباش اون جنگجویی که نجنگید
نذا زخمات تو رو تبدیل کنه
به کسی که نیستی و نسنجید
شعری باش با شعار خون
با کلمه انسان مثل گردباد بتاز بیا هنوز ظرفیت هست
میزنن با تیر بی انصاف
[هم‌خوان]
به چرک نشسته خنده
شده پایان تلخی که سربلنده
از داغی ساچمه شد تنم ذوب
منو به انفجار شهر مفتخر کن

[پل]
اشک آور بی بهانه سوخت
از نگاه دوست دشمن تراشید
این جسم فرسوده لگن به دوش میکشه
بوی تیزیش گوش میکشه
به آغوش میکشه تیر به رنگ بارون
با باتون قلقلک میدادت آروم
از کابوس خواب سنگین نپری
مسمومی با بوی باروت
رو گور گمشده ی راه نرفته
به ردیف سنگ بی نام و نشون
یادگارش آینده لای تقویم
میون فصلا میمونه گرمسیر

[هم‌خوان]
به چرک نشسته خنده
شده پایان تلخی که سربلنده
از داغی ساچمه شد تنم ذوب
منو به انفجار شهر مفتخر کن
به چرک نشسته خنده
شده پایان تلخی که سربلنده
از داغی ساچمه شد تنم ذوب
منو به انفجار شهر مفتخر کن