Sohrab MJ
Ma
؛{مقدمه}؛
ما
سهراب، یه دیقه بیا اینجا
برو بریم

؛{همخوان: مهراد هیدن}؛
آره ما بودیم وقتی هیچکی نبود تو این بازی
نترسیدیم، چسبیدیم به هم عین رازی
دست اندازا رو پریدیم تخته میگازیم
چون ما وحشی میایم و همه شمشیرا بالا

؛{پس همخوان}؛
آره ما، کارمون درسته
دیدی بارمون درشته
نه نمیزنیم بلف بهت
آره ما، یه ایران پشتمونه
اینم داستان زیر زمین تا پشت بومه

؛{قسمت ۱: سهراب ام جی}؛
هر روز میرسه بارای نو
زیرزمین بودم الان بالای برجم
گوش نمیدم من کارای تو رو
تهرانُ میترکونم سارایوو
بمبم، من خودم عند فازم
همش سنگ میندازن انگار انتفاضس
پس، اونیم که انتقاد کرد
برو بهش بگو داداش اشتباه زد
بی استعدادن بی استفادن
اینا سیاسی نیستن ولی حزب بادن
آره، اگه تموم شه سکه هام هم
مشکلی نیست من خود اسکناسم
پرچم زِدَم انقد بالاس
که منحل شده ولی زندس داداش
کلی خاطره و قصه اس باهاش
ولی میگیرن عیب از کاراش
اومد مفت بری کنه فهمید پشت سری خوره
اونی که فحش میداد الان خودش مشتری شده
ثابت، بگیر خفه خون دایی
تو کف نون بمون تو صف نونوایی
پشتمه کل تهران
یه مغز پخته م خود ول دان
اینا حجمشون باد فتقه
سرم بالاست اگه بره پایین واسه خطه
؛{همخوان: مهراد هیدن}؛
آره ما بودیم وقتی هیچکی نبود تو این بازی
نترسیدیم، چسبیدیم به هم عین رازی
دست اندازا رو پریدیم تخته میگازیم
چون ما وحشی میایم و همه شمشیرا بالا

؛{پس همخوان}؛
آره ما، کارمون درسته
دیدی بارمون درشته
نه نمیزنیم بلف بهت
آره ما، یه ایران پشتمونه
اینم داستان زیر زمین تا پشت بومه

؛{قسمت ۲: سهراب ام جی}؛
الحق که جامم دستمه
کردمت تا بعد بستمت
تو داری میبازی عزیزم
معلومه حتی از راه رفتنت
توی این بازیم نخودی تویی و
بیخودی نمیشه گوه خوری کنی
نه! اینجا همه چی قرو قاطیه
اختلاف منو تو طبقاتیه
این بازی تش تلفات میده
ضعیفه قربونی کلمات میشه
بپا نشی پانسمان
چون بالا رفته راندمان کار
رفتیم توی قلب مریضا و ماندگاریم ما
من حبس میکشم بیشتر از ماندلا
صدات نمیاد، اَه! ننداز پای آنتنا
حرفم تاثیر گذاره
مغزم بد تیر و تاره
سی سال شد همونی که بودم و
فهمیدم کلا تغییر شعاره
آره بالاخره
دیدی چه خبره!؟
باید خودت یه تیم بشی یه نفره
؛{همخوان: مهراد هیدن}؛
آره ما بودیم وقتی هیچکی نبود تو این بازی
نترسیدیم، چسبیدیم به هم عین رازی
دست اندازا رو پریدیم تخته میگازیم
چون ما وحشی میایم و همه شمشیرا بالا

؛{پس همخوان}؛
آره ما، کارمون درسته
دیدی بارمون درشته
نه نمیزنیم بلف بهت
آره ما، یه ایران پشتمونه
اینم داستان زیر زمین تا پشت بومه

؛{پل}؛
ما، کارمون درسته
شاید پارتیمون کلفته
قورتت میدیم دو لُپه
برو بریم

؛{قسمت ۳: مهراد هیدن}؛
می پیچه ال اف او آسیلیتور
می سوزونم خازن و آمپرشو
هارمونی رزونانس فاصله دو
دیتیون دزونانس قاتل نت
ایرانو دوست دارم عاشقشم
می نویسم براش خاطره شم
مفعول و قافیه، فعل و فاعل
شاعر دیوانه حافظ شم
پاره کردم همه گره هارو
یاد گرفتم همه قلقارو
هنوز نرفتی زاخار یه نصف راهو
انقد پر رویی میاری اسم مارو
سیل و سونامی رو یه تنه سد
یه جای چنگ رو یه ور قلب
مثه یه سنگ که بشه یه مرد
عاقل آقا ولی یه نمه رد
از کی تا حالا بد شدی با ما!؟
پسر بچه ای گرفتی فاز بابا
وقتی بیداریم همتون خوابین لالا
ادا روشن فکرا رو باراک اُباما
کندی داشی خیلی عقبی یواش
لبه رو نده هی الکی تراش
صبحونمی دایی بربری لواش
سفت دادیم سفرمون عسلی نداش
؛{همخوان: مهراد هیدن}؛
آره ما بودیم وقتی هیچکی نبود تو این بازی
نترسیدیم، چسبیدیم به هم عین رازی
دست اندازا رو پریدیم تخته میگازیم
چون ما وحشی میایم و همه شمشیرا بالا

؛{پس همخوان}؛
آره ما، کارمون درسته
دیدی بارمون درشته
نه نمیزنیم بلف بهت
آره ما، یه ایران پشتمونه
اینم داستان زیر زمین تا پشت بومه

؛{پایانی}؛
چون ما وحشی میایم و همه شمشیرا بالا